
توصیف و شرح
روح جاودان
فاصله تو گاهی با جهانی میلیارد ها برابر بزرگتر ، فقط و فقط به اندازه پوست تخم یه پرنده است… آگاهی یعنی جوجه عقاب به شکستن پوسته تخم خودش کمک می کنه ، ضربه میزنه و زندگی رو آغاز می کنه ، رفیق درکت میکنم ما با هم رو همین کُره خاکی هستیم ، به رنجت رسمیت میدم. چون خودم یه کارمند رسمی تو همین جهانم ، میدونم یه وقتایی فقط میخوای فرار کنی ، فقط میخوای بخوابی و چند ساعتی بمیری و این جهان رو نبینی … گاهی رنج ها انقد تکرار میشند که از دیوار بین جسم و روح عبور میکنند و به قلبمون میرسند ، رنجهای پنهانی که کسی از بودنشون خبر نداره ، لبخند میزنی امّا واقعی نیست ، هدف مینویسی امّا پُر از شک هستی ، به دیگران کمک می کنی امّا پُر از حِس گناه هستی ، تَرک بر میداره دیوار دلت حِس میکنی جهانت داره نابود میشه ، و به یکباره اونجایی که هیچ چاره ای جُز آغوش خداوند پیدا نمیکنی ، نور از این تَرک ها وارد میشه ، شبیه جوجه ای که از درون داره به شکستن تُخمی که به نظر میاد تمام جهانشه نگاه میکنه ، میشکنه و نور وارد میشه ، دیواره خراب میشه و به یکباره خودت رو وسط جهانی میبینی که میلیاردها برابر بزرگتر از تُخمی بود که درونش بودی ، فقط میخوام بدونی که از دل این رنجشهای به ظاهر بیپایان ، یه عقاب به دنیا میاد با یه قدرت بیکرانِ کوفتی که برای اون آفریده شده بودی ، نگاه نکن امروز یکی دیگه باید برات غذا بیاره تو فقط جوجه عقابی هستی که بزودی باور میکنه کیه… به جهان پیله کن بزار سریعتر پروانه شی ، کِرم بودن رو باور نکن.
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.